برنامه ریزی جانشینی

[ad_1]

انتقال یک کسب و کار برای نسل بعدی نیاز به نه تنها ترتیبات مالی بلکه حسن نیت مشتری و کارمند و همکاری است. این 1996 مقاله منتشر شده در کشور مجله کسب و کار.

بسیاری از ما در برابر کسب و کار برنامه ریزی جانشینی با کار کردن جزئیات مالی پس از مرگ مالک. در واقع از طریق استفاده از روش های مختلف زندگی-بیمه تکنیک های من به طور مستمر نشان دادن کسب و کار-مالک مشتریان راه برای انجام درست آن به آماده شدن برای ساخت یک صاف و مقرون به صرفه انتقال کسب و کار خود را به نسل بعدی.

اگر من یاد گرفتم که هر چیزی زمان من پیوست کسب و کار پدر را در سن 22 و سپس خرید آن را از او در 28 در سال 1997 آن است که برنامه ریزی جانشینی پایان نیست با یک برنامه املاک و زندگی-بیمه نامه. حفاظت مالی جنبه های هر کسب و کار است که فقط در آغاز ، برنامه ریزی جانشینی شامل توسعه یک استراتژی برای انتقال اعتماد و احترام و حسن نیت ساخته شده توسط یک نسل به نسل بعدی است.

اگر چه ما به طور فعال برنامه ریزی شده انتقال از کسب و کار به مدت سه سال پدر شروع به ساخت اوراق قرضه از اعتماد بین ما به عنوان به زودی به عنوان من آمد در هیئت مدیره. در سال های بین من پیوستن به این شرکت و تبدیل شدن به رئيس جمهور آن من پیوست پدر هر بار با او ملاقات با یک مشتری. با گذشت هر سال شروع کردم به دست زدن بیشتر از خود حساب و زمان بازنشسته شد من گرفته بود بیش از بسیاری از مشتریان خود را. هنوز هم که من پدر و پسر قرار بود به اندازه کافی برای من به حفظ اعتماد افراد دیرین مشتریان آنها را امضا کرده بود تا با شرکت پدر من نیست.

من شروع به استفاده از آنچه من به نام “قدرت انجام غیر ضروری است.” این درگیر ارسال مشتریان خود را یادداشت توقف و تماس – و نه فروش فقط به نگه داشتن در تماس باشید. اگر من خواندن یک مقاله که من فکر می کنم علاقه به یک مشتری و یا که مربوط به سیاست های آنها برگزار می شود, من می خواهم ارسال یک کپی. نقطه به اجازه دهید آنها را می دانم که آنها در ذهن من است و با وجود آن که پدر کسب و کار من رفتن به خدمت به آنها را در راه خود را. این رویکرد کمک به تحکیم من مشتریان اعتماد و اعتماد به نفس در من.

به طور مشابه, طرح جانشینی به رسمیت شناخته شده است که من مورد نیاز برای توسعه روابط با کارکنان است. اوایل من در زمان بیش از هر دو آموزش و فروش توابع چرا که من احساس کردم که با فروش نیروی پشت سر من و خود من “تیم” در جای خود می تواند آب و هوا هر طوفان. به عنوان با مشتریان من گسترش نقش به معنای توجه به جزئیات در این مورد که آیا کارکنان خوشحال بود و تا به حال پشتیبانی از تکنولوژی و دیگر ضرورت به حداکثر رساندن بهره وری خود را.

پرورش هر دو مشتری و کارمند اعتماد به نفس و اعتماد نیز به معنای اجازه مردم می دانند که تاریخ دقیق پدر و بازنشسته خواهد بود یک سال پیش. هنگامی که روز بزرگ آمد پدر و در واقع در سمت چپ اتاق -یک گام مهم است زیرا آن مردم مجبور به مقابله با من.

در حالی که هیچ کس را دوست دارد به کارمندان برو, من می ترسم به حرکت در خارج از افرادی که نمی خواهید به بخشی از تیم است. من نیز برگزار شد به طرح من رشد حداقل در دو سال پس از انتقال. انتخاب به گسترش پایه مشتری ما و یا کارکنان حق دور نه تنها حذف غیر ضروری فشار بلکه به مردم زمان را به احساس راحتی با تغییر در مالکیت.

سال برنامه ریزی پرداخت و صاف با جانشینی بین بردن بسیاری از برجستگی در یک مسیر است که بسیاری از شرکت های کوچک در نهایت باید. من کسب و کار بیش از 48 ماه پس از پدر من سمت چپ او نقدینگی مورد نیاز او برای سال های بازنشستگی خود را.

این شرکت از رشد هشت پر-زمان عوامل در سال 1987 به 36 امروز. ما به دست آورده $3.5 میلیون در کمیسیون در سال 1995 و ما افزایش پایه مشتری ما به حدود 8,000 مردم است. شاید بهترین عهد به موفقیت ما این است که ما همچنان به جذب کیفیت فروشندگان. پدر من در سن 69 شد ما “جدیدترین” کاردانی سال گذشته دوباره این شرکت به عنوان یک فروشنده پس از او در بر داشت او از دست رفته در دنیای کسب و کار.

[ad_2]