تناقض تفکر مثبت

آن را در همه جا نیست ؟ قدرت تفکر مثبت است.

این یک قرص سحر و جادو است که حل همه مشکلات ما به نظر می رسد می گویند از سلامت روان به مشکلات سلامت جسمی و عادات زندگی. به ما گفته شده به “نگاه در سمت روشن” “مثبت فکر می کنم” “پرورش قدردانی”…

در حالی که این می تواند مفید باشد برای کمک به ما در درست ناخالص عدم تعادل منفی آن نیست و در واقع کل پاسخ به یک زندگی خوب زندگی می کردند.

من را دریافت نمی اشتباه. من تا به حال شروع به پریدن کرد بر روی “تفکر مثبت” قانون جاذبه شیوه زندگی, نظریه ارابه موسیقی همراه با هر کس دیگری. نگران بودم که خانه بر روی چیزهایی که ناراحت کننده و یا شرکت در یک گفتگو که در آن ما تنها به بیان تجارب منفی و احساسات یک گناه. من احساس گناه.

یک کرون استاد روانشناسی در دانشگاه آلبورگ نام Svend Brinkmann هنگامی که صحبت در مورد این موضوع در یک مقاله در QZ.com در مورد جدید فرهنگی انگ “منفی بودن.”

اساسا ما انسان Brinkmann گفت. به عنوان مثل ما تجربه طیف وسیعی از احساسات را از روز به روز. آنچه منجر به استرس است که ما تجربه یک واکنش طبیعی از غم و اندوه و نا امیدی و یا خشم و پس از آن سرزنش و خودمان را متقاعد می کند که ما باید فقط فکر می کنم و یا “مثبت”باشد.

ما آمده ایم تا در برابر “تفکر مثبت” با سلامت عاطفی. اگر ما فکر می کنم مثبت فکر می کنیم که ما را برای جلوگیری از افسردگی و یا هرگز عصبانی و یا انجام کارهای ما را پشیمانی بعد از آن. یا که ما فقط نمی خواهد همیشه احساس می کنید و یا فکر می کنم “منفی.” همه ما می خواهیم برای جلوگیری از نیش تیز از ناخشنودی.

اما ما آنقدر ناراحت کننده در اطراف مردم دچار ترس از دست دادن تنهایی و…. که آن را تبدیل به کار ما برای کمک به “به نوبه خود که لبخند وارونه” – حتی اگر آن شخص خودمان. چرا که هیچ کس می خواهد به اطراف کسی که راست ؟ ما نمی خواهیم “را هر کس دیگری را.”

و در آن نهفته است دانه ها از ما ناخشنودی.

احساسات اساسا طبیعی پر انرژی رفلکس مانند زانو حرکت تند و سریع, که اتفاق می افتد در بدن ما در پاسخ به اینکه چگونه مغز ما درک آنچه اتفاق می افتد در خارج (و داخل) از ما است. ما واقعا لازم نیست که کنترل بسیار بیش از آن. افکار از سوی دیگر ما باید کنترل کامل بیش از.

پارادوکس این است که در مبارزه ما به “مثبت فکر می کنم” ما شروع به صحبت کردن یا فکر منفی به خودمان در مورد خودمان طبیعی انسان در پاسخ به تجربه زندگی است. در حقیقت ما باید تبدیل به disempowering ما شهود و قرار دادن خودمان را برای “احساس” – خوب هر چیزی غیر از مجموع شادی و سرور در روز و روز را.

این بار ما حمل در اطراف است معادله ما این باور وجود دارد بین “تفکر” مثبت و “احساس” مبارک. ما آمده ایم به این باور است که اگر ما کمی بیشتر استرن با خودمان در فکر “مثبت” ما می تواند به پاک کردن احساس غم تنهایی یا ضعف یا خجالت.

در صورتی که نکرده اند و کار کردن بیش از حد خوبی برای شما و شما به تنهایی نیست. بنابراین فکر می کنم در مورد آن را در این راه:

زندگی یک طیف از احساسات و هیچ چیز مانند وجود دارد به عنوان یک احساس مثبت یا منفی و یا “بد” هيجان مگر اینکه ما خودمان در آن است و درد و رنج در حساب آن. و نگران نباشید شما اولین کسی را که به دام اندازد. به نظر می رسد منحصر به فرد انسان است.

بودایی فلسفه به مدت طولانی مورد مطالعه قرار گرفته و philosophized در تفاوت میان درد و رنج. درد آنها توضیح دهید که معمولا به صورت فیزیکی و یا عاطفی نیش. ما همه آنها را از زمان به زمان. درد و رنج از سوی دیگر است که نگرش و یا چگونه شما را در تفسیر ، به تشدید نقطه به قول معروف از شکسپیر “هملت” نشان می دهد “… “برای هیچ چیز خوب یا بد, اما فکر می کند آن است.”

احساس بد نیست یک نشانه آن است که ما در حال مدیریت زندگی ما بد: آن را به سادگی بدان معنی است که ما در واقع در حال تجربه زندگی است. ما می تواند بیشتر آگاه در مورد چگونه ما واکنش نشان می دهند به آن است.

بنابراین دفعه بعد که شما احساس نه چندان مثبت خود را پت در پشت درخواست برای یک پا مالش بگویید مثبت را به پیاده روی و سوار موج. چون شما احتمالا خیلی خوب رفو دلیل احساس که راه امروز است. نشان دادن خودتان شفقت در آن بار کردن سریعترین راه برای مثبت, شاد, زندگی متعادل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *