جاستین بیبر و قانون جاذبه: آنچه شما فکر می کنم واقعیت تبدیل می شود

قانون جاذبه کار می کند در عجیب و غریب و مرموز راه. در اینجا یک داستان واقعی از چگونه من هفت سال تدریس من در مورد قانون جاذبه است.

تلویزیون داستان گفت که آینده کنسرت جاستین بیبر فروخته شد. بلیط غیر ممکن است و هیچ راهی وجود دارد شما خواهد بود قادر به دریافت کنید.

دختر من هیجان زده بود. “پدر می تواند به شما به من بلیط به جاستین بیبر. من واقعا می خواهید برای رفتن بیشتر از هر چیزی.”

من شگفت زده و شوکه کرد. نه این که او می خواست برای رفتن به یک کنسرت, اما او می دانست که جاستین بیبر شد. من تا به حال شنیده ام از او. نه موسیقی خود را. اما من آگاه بود که تصویری که پربیننده ترین ویدئو در یوتیوب. هیچ شاهکار کوچک است. که خبر بزرگ است.

اما من نمی دانستم دختر من حتی می دانستم که او بود. او هرگز در مورد او. او نمی دیده بان او در تلویزیون است. او هرگز در مورد صحبت او را قبل از.

“پدر من می خواهم به شما برای گرفتن بلیط برای جاستین بیبر” او التماس کرد.

“ببخشید” من توضیح داد: “هیچ راهی وجود دارد شما می توانید بروید. شما فقط شنیده بلیط فروخته شد. “

“پدر من می خواهم به دیدن جاستین بیبر. من واقعا می خواهید برای رفتن”

“من نمی دانم شما حتی می دانستم که او بود” من توضیح داد.” اگر من تا به حال شناخته شده شما می خواستم برای رفتن من سعی کرده اند برای دریافت بلیط”.

“من می خواهم برای رفتن بابا. من بلیط.”

من توضیح داد که دوباره (و دوباره) که این کنسرت فروخته شد. من به او گفتم هیچ راهی وجود دارد که او در حال رفتن به رفتن به کنسرت.

“من قصد دارم به کنسرت او اعلام کرد. من می خواهم برای رفتن و من قصد دارم برای رفتن.”

در حال حاضر گوش من معتقد به قانون جاذبه است. اگر شما به چیزی اعتقاد قوی به اندازه کافی آن را به اتفاق می افتد. شما نیاز به روشن در خواسته های خود را. شما نیاز به دانستن به طور خاص آنچه شما می خواهید و اگر شما آن را باور قوی به اندازه کافی, شما بدست می آورید آنچه شما می خواهید.

بیش از چند هفته آینده او به من گفت او از من خواست به او بلیط برای دیدن جاستین بیبر. در ابتدا من بی سر و صدا به او توضیح داد که او نمی خواهد رفتن به کنسرت. اما او نگه داشته و آوردن آن را دوباره و دوباره. و دوباره.

“من متاسفم, شما در حال رفتن به کنسرت. کنسرت کاملا به فروش می رسد. هر کس می خواهد برای رفتن. و شما نمی خواهید. در حال حاضر که که”.

“پدر من می خواهم برای دیدن این کنسرت. من قصد دارم برای دیدن جاستین بیبر. و من نمی مراقبت از آنچه به شما می گویند. من قصد دارم.”

یکی از سخت ترین مشاغل در بالا بردن یک کودک است که به توضیح آنها می توانند همه چیز را آنها می خواهند. دردناک درس تا مطمئن شوید اما یکی از مهم.

“من قصد دارم به کنسرت پدر. من می خواهم برای رفتن و من قصد دارم برای رفتن.” او گفت: آن را دوباره و دوباره.

شب قبل از نمایش بزرگ من نشستم با او توضیح داد که هیچ راهی وجود دارد که او در حال رفتن به قادر به دیدن جاستین بیبر. “من به شما سی دی” من به او گفت.

“نه بابا. من می خواهم برای رفتن به کنسرت. من قصد دارم”.

صبح روز بعد تلفن زنگ زد. اوایل. بسیار زود است. این بود یکی از دوستان ما. آنها تا به حال فقط خریداری بلیط بر روی خط. آنها تا به حال یک بلیط اضافی. آیا ما دختر می خواهید بروید ؟

“ببینید پدر من به شما گفت که من رفتن به کنسرت,” او گفت:. او به پایان رسید تا رفتن و تا به حال هم بزرگ است.

پس دختر من تا به حال به دوباره من تدریس درس مهم در مورد قانون جاذبه است. اگر شما واقعا می خواهید چیزی است که شما نیاز به واقعا بر این باورند که آنچه شما می خواهید. و شما آن را دریافت خواهد کرد

ترک آن را به قانون جاذبه است. اگر شما می خواهید هر چیزی را به اندازه کافی بد است, شما می توانید آن را.

شما می توانید همه چیز شما می خواهید از جمله بلیط به جاستین بیبر.

و در حال حاضر من 7 سال دختر قدیمی به عنوان تبدیل شدن به استاد و من دانش آموز.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *