رل موزیک

فلسفه موسیقی رل موزیک

اولین بار در تاریخ 22 اکتبر 2007 منتشر شد؛ نسخه قابل ویرایش سه شنبه 11 ژوئیه 2017

فلسفه موسیقی رل موزیک https://rellmusic.com/category/dl-new-musics مطالعه سؤالات اساسی در مورد ماهیت و ارزش موسیقی و تجربه ما از آن است. مانند هر “فلسفه X” ، دانش هدف خود را فرض می کند. با این حال ، بر خلاف فلسفه علم ، می گویند ، هدف فلسفه موسیقی رل موزیک عملی است که بیشتر افراد ، صرفاً به دلیل عضویت در یک فرهنگ موسیقی ، از پیشینه قابل توجهی برخوردار هستند. موسیقی در زندگی بسیاری از افراد نقش اصلی را ایفا می کند. بنابراین ، مانند سؤالات اصلی متافیزیک و معرفت شناسی ، نه تنها افراد می توانند به سرعت سوالات فلسفی را که موسیقی مطرح می کند ، درک کنند ، بلکه تمایل دارند قبل از مواجهه با خود رشته علمی ، درباره برخی از این سؤالات فکر کنند. (این مکان به همان اندازه مناسب است که توجه داشته باشم که من ، مانند بیشتر در دنیای فلسفی انگلیسی زبان ، منحصراً روی سنت های موسیقی رل موزیک غربی تمرکز می کنم. برای انتقاد از این گرایش ، به آلفرسون 2009 مراجعه کنید. برای برخی از استثنائات در این زمینه ، S را ببینید). دیویس 2001: 254-94) و Feagin 2007.)

 

موسیقی رل موزیک شاید هنری باشد که فلسفی ترین معماها را ارائه می دهد. برخلاف نقاشی ، آثار آن غالباً دارای چندین نمونه هستند که هیچکدام از آنها با خود اثر قابل شناسایی نیست. بنابراین ، این سؤال که دقیقاً کار چیست ، در ابتدا گیج کننده تر از همان سؤال درباره آثار نقاشی است ، که (حداقل در ابتدا) به عنوان اشیاء بدنی معمولی به نظر می رسند. برخلاف بسیاری از ادبیات ، نمونه های یک اثر اجراهایی هستند که تفسیر اثر را ارائه می دهند ، اما اثر را می توان به طور مستقل از هر اجرا تفسیر کرد (شاید به تعبیری متفاوت) ، و خود اجراها نیز قابل تفسیر باشند. این صحبت از “تفسیر” به این واقعیت اشاره دارد که می یابیم که موسیقی هنری سرشار از معنا است ، اما با وجود این ، بر خلاف درام ، موسیقی رل موزیک ابزار ناب هیچ معنای واضحی ندارد. این مسئله به سرعت این سؤال را ایجاد می کند که چرا باید موسیقی دانلود آهنگ جدید رل موزیک را آنقدر ارزشمند بدانیم اصلی ترین تفکر بسیاری از فلاسفه در مورد این موضوعات ، توانایی ظاهری موسیقی در ابراز احساسات است در حالی که به یک معنا یک هنر انتزاعی باقی مانده است.

 

این نوشتار تقریباً منحصراً روی کار در فلسفه موسیقی است که اخیراً – از پنجاه سال گذشته – و در یک رشت ve تحلیلی (به طور گسترده تفسیر) متمرکز شده است. برای معرفی گسترده تر فلسفه موسیقی ، پوشش تاریخ ، چهره های اصلی ، ارتباط با سایر رشته ها ، و موضوعات گسترده تری ، به Gracyk & Kania 2011 مراجعه کنید. بررسی های مفصل تک نویسنده شامل Scruton 1997 ، Kivy 2002 و Hamilton 2007 است. .

 

  • . موسیقی چیست؟
  • 1 فراتر از موسیقی “خالص”
  • 2 تعریف “موسیقی”
  1. موسیقی چیست؟

1.1 فراتر از موسیقیخالص

برای بیشتر این نوشته ، من به موسیقی “خالص” یا “مطلق” موسیقی دانلود آهنگ جدید  متمرکز می شوم که جنبه ها ، عناصر و یا موسیقی غیر موسیقی ندارد. اکثر فیلسوفانی که کارشان در زیر مورد بحث قرار می گیرد ، حداقل به سه دلیل در اینجا تمرکز می کنند. نکته اول این است که موسیقی رل موزیک ناب اغلب دشوارترین مشکلات فلسفی را به وجود می آورد. کمتر تعجب آور است که چگونه یک موسیقی موسیقی از یک متن مودلین می تواند بیانگر غم و اندوه باشد ، به عنوان مثال ، چگونه می تواند یک قطعه موسیقی بدون حتی یک متن برنامه ای باشد ، زیرا بیان عاطفی می تواند از طریق متن به موسیقی منتقل شود. دلیل دوم این است که ، گرچه مشکلات دشوارتر است ، اما احتمالاً راه حلها در پرونده ناب آسانتر ارزیابی می شوند. همانطور که تقصیر تقصیر وقتی شخصی مسئولیت جرم را آسانتر می کند از زمانی که تقصیر باید بین تعدادی از توطئه گران تقسیم شود ، موفقیت راه حل مسئله بیان موسیقیایی اگر روشن باشد بیانگر موسیقی ناب است ممکن است واضح تر باشد. . ثالثاً ، مسلم است که رسا بودن موسیقی ناب در بیان موسیقی دانلود آهنگ جدید رل موزیک “ناخالص” نقش ایفا خواهد کرد. اگرچه متن آن ممکن است در بیان یک آهنگ نقش داشته باشد ، به عنوان مثال ، جنبه های موسیقی این آهنگ باید نقشی داشته باشد. یک متن مادلین تنظیم شده بر روی یک ملودی خوش ذوق ، به وضوح همان صریح بیان را با همان متن مشابه تنظیم شده برای اجرای برنامه نخواهد داشت. اگرچه من در اینجا از بیانگر بودن به عنوان نمونه استفاده کرده ام ، اما همین موارد درمورد بحث درباره درک موسیقی و ارزش موسیقی نیز کاربرد دارد. همچنین ممکن است سوالات جالبی در مورد هستی شناسی موسیقی “نجس” وجود داشته باشد ، اما مشخص نیست که آنها از همان نوع سوالاتی درباره بیان ، درک و ارزش این موسیقی خواهند بود. (برای انتقاد مداوم از این رویکرد کلی ، ریدلی 2004 را ببینید.)

ا توجه به رواج جهانی موسیقی راک ، به طور گسترده ای ، تفسیر می شود ، این امر قابل قبول است که آهنگ رایج ترین نوع موسیقی است که در دنیای معاصر به آن گوش داده می شود. فیلم و سایر تصاویر متحرک مانند تلویزیون و بازی های ویدئویی نیز همه گیر هستند. کارهای زیبایی در زمینه زیبایی شناسی آهنگ انجام شده است (لوینسون 1987 ؛ گریسیک 2001 ؛ بیکنل و فیشر 2013 ؛ بیکنل 2015) ، درام موسیقی (کیوی 1988b ، 1994 ؛ گهر 1998) و موسیقی فیلم (کارول 1988: 213-225 ؛ لوینسون 1996b ؛ کیوی 1997a ؛ اسمیت 1996). (همچنین به بخشهای V Gracyk & Kania 2011 مراجعه کنید ؛ در مورد هنرهای ترکیبی به طور کلی ، به Levinson 1984 و Ridley 2004 مراجعه کنید.) با این وجود ، به نظر می رسد که فضای زیادی برای کار بیشتر در زمینه زیبایی شناسی موسیقی نجس وجود دارد. “Muzak” یکی دیگر از پدیده های موسیقی رل موزیک است که فراگیر است ، اما مورد توجه زیبایی شناسان قرار نگرفته است ، و در درجه اول به عنوان نمونه ای برای ایجاد انزجار مورد استفاده قرار می گیرد. این که آیا در مورد موزاک می توان گفت فلسفی ، چه مخالف روانشناختی و چه از نظر جامعه شناختی ، حرفی برای گفتن دارد یا خیر ، وجود دارد.

 

1.2 تعریفموسیقی

توضیحات در مورد مفهوم موسیقی معمولاً با این ایده آغاز می شود که دانلود آهنگ جدید موسیقی صدا سازمان یافته است. آنها در ادامه خاطرنشان می كنند كه این شخصیت پردازی بسیار گسترده است ، زیرا نمونه های بسیاری از صدای سازمان یافته وجود دارد كه موسیقی رل موزیک نیست ، مانند گفتار انسان ، و صداهایی كه حیوانات و ماشین های غیر انسانی ایجاد می كنند. دو نوع دیگر از شرایط لازم وجود دارد که فیلسوفان در تلاش برای تنظیم دقیق ایده اولیه افزودند. یکی جذابیت “تونالیت” یا اساساً ویژگیهای موسیقی مانند زمین و ریتم است (اسکروتون 1997: 1 – 79؛ هامیلتون 2007: 40-65؛ کنیا 2011a). مورد دیگر جذابیت یا تجربه زیبایی شناختی است (لوینسون 1990a ؛ اسکرون 1997: 1-96 ؛ همیلتون 2007: 40-65). همانطور که این منابع اشاره دارند ، می توان هریک از این شرایط را در انزوا یا هر دو با هم تأیید کرد. همچنین لازم به ذکر است که فقط جرولد لوینسون و اندرو کانیا از نظر شرایط لازم و کافی سعی در تعریف دارند. هر دو راجر اسکرون و اندی همیلتون امکان تعریف را از نظر شرایط لازم و کافی رد می کنند. همیلتون به صراحت ادعا می کند که شرایطی که از آن دفاع می کند “ویژگی های برجسته” یک پدیده غیرقابل اجتناب مبهم است.

 

مشکل اصلی در نوع اول شرط این است که به نظر می رسد هر صدایی قادر است در یک اجرای موسیقی گنجانده شود ، و در نتیجه توصیف ویژگی های اساساً موسیقی اصوات ناامید به نظر می رسد. (ما فقط باید انواع کوبه ای غیر قابل استفاده را برای یک سمفونیست محافظه کار در نظر بگیریم ، اگرچه می توان نمونه هایی از ماشینهای بادی ، ماشین تحریر و توالت را نیز در نظر گرفت. در Sinfonia Antartica ، Ralph Vaughan Williams’s Sinfonia Antartica ، Leroy Anderson’s typewriter و “توالت توالت یوکو اونو”). قطعه / ناشناخته.) مدافعان چنین شرایطی برای غلبه بر این مشکل به تئوری های پیشرفته عمدی یا ذهنی پیچیدگی روی آورده اند. اگر اساساً موسیقی رل موزیک موسیقی یک صدا ذاتی آن نباشد ، اما به نوعی با نحوه تولید یا دریافت آن ارتباط دارد ، می توانیم فقط یکی از دو صدای “غیرقابل تشخیص” را به عنوان موسیقی طبقه بندی کنیم. جزئیات تئوری خصوصیات ذاتی موسیقی مشخص می کند که چقدر “هنر صدا” آوانگارد به عنوان موسیقی حساب می شود.

با توجه به رواج جهانی موسیقی راک ، به طور گسترده ای ، تفسیر می شود ، این امر قابل قبول است که آهنگ رایج ترین نوع موسیقی است که در دنیای معاصر به آن گوش داده می شود. فیلم و سایر تصاویر متحرک مانند تلویزیون و بازی های ویدئویی نیز همه گیر هستند. کارهای زیبایی در زمینه زیبایی شناسی آهنگ انجام شده است (لوینسون 1987 ؛ گریسیک 2001 ؛ بیکنل و فیشر 2013 ؛ بیکنل 2015) ، درام موسیقی (کیوی 1988b ، 1994 ؛ گهر 1998) و موسیقی فیلم (کارول 1988: 213-225 ؛ لوینسون 1996b ؛ کیوی 1997a ؛ اسمیت 1996). (همچنین به بخش های V Gracyk & Kania 2011 مراجعه کنید ؛ در شکل های هنر ترکیبی به طور کلی ، به Music Rellmusic Levinson 1984 و Ridley 2004 مراجعه کنید.) با این وجود ، به نظر می رسد که فضای زیادی برای کار بیشتر در زمینه زیبایی شناسی موسیقی نجس وجود دارد. “Muzak” یکی دیگر از پدیده های موسیقی است که فراگیر است ، اما مورد توجه زیبایی شناسان قرار نگرفته است ، که در درجه اول به عنوان نمونه ای برای ایجاد انزجار مورد استفاده قرار می گیرد. این که آیا در مورد موزاک می توان گفت فلسفی ، چه مخالف روانشناختی و چه از نظر جامعه شناختی ، حرفی برای گفتن دارد یا خیر ، وجود دارد.

1.2 تعریف “موسیقی”

 

توضیحات در مورد مفهوم موسیقی معمولاً با این ایده آغاز می شود که موسیقی صدا سازمان یافته است. آنها در ادامه خاطرنشان می كنند كه این شخصیت پردازی بسیار گسترده است ، زیرا نمونه های زیادی از صدای سازمان یافته وجود دارد كه موسیقی نیست ، مانند گفتار انسان ، و صداهایی كه حیوانات و ماشین های غیر انسانی ایجاد می كنند. دو نوع دیگر از شرایط لازم وجود دارد که فیلسوفان در تلاش برای تنظیم دقیق ایده اولیه افزودند. یکی این درخواست جذابیت برای “تونالیت” یا ویژگیهای ذاتی موسیقی مانند زمین و ریتم است (Scruton 1997: 1-79؛ Hamilton 2007: 40-65؛ Kania 2011a). مورد دیگر جذابیت یا تجربه زیبایی شناختی است (لوینسون 1990a ؛ اسکرون 1997: 1-96 ؛ همیلتون 2007: 40-65). همانطور که این منابع اشاره دارند ، می توان هریک از این شرایط را در انزوا یا هر دو با هم تأیید کرد. همچنین لازم به ذکر است که فقط جرولد لوینسون و اندرو کانیا تعاریف را از نظر شرایط لازم و کافی می کوشند. هر دو راجر اسکرون و اندی همیلتون امکان تعریف را از نظر شرایط لازم و کافی رد می کنند. همیلتون صریحاً ادعا می کند که شرایطی که از آن دفاع می کند “ویژگی های بارز” یک پدیده غیرقابل اجتناب مبهم است.

 

مشکل اصلی در نوع اول شرط این است که به نظر می رسد هر صدایی قادر است در یک اجرای موسیقی گنجانده شود ، و در نتیجه توصیف ویژگی های اساساً موسیقی اصوات ناامید به نظر می رسد. (ما فقط باید انواع کوبه ای غیر قابل استفاده در دسترس یک سمفونیست محافظه کار را در نظر بگیریم ، اگرچه می توان نمونه هایی از ماشینهای بادی ، ماشین تحریر و توالت را نیز در نظر گرفت. قطعه / ناشناخته.) مدافعان چنین شرایطی برای غلبه بر این مشکل به تئوری های پیشرفته عمدی یا ذهنی پیچیدگی روی آورده اند. اگر اساساً موسیقی رل موزیک موسیقی یک صدا ذاتی آن نباشد ، اما به نوعی با نحوه تولید یا دریافت آن ارتباط دارد ، می توانیم فقط یکی از دو صدای “غیرقابل تشخیص” را به عنوان رل موزیک موسیقی طبقه بندی کنیم. جزئیات تئوری خصوصیات ذاتی موسیقی مشخص می کند که چقدر “هنر صدا” آوانگارد به عنوان موسیقی حساب می شود.

 

اگر کسی فقط یک شرط زیبایی شناختی را تأیید کند ، و نه یک وضعیت تونالیته بودن ، هنوز هم با مشکل شعر روبرو می شوید – صداهای غیر موسیقایی و منظم زیبایی شناختی. لوینسون ، که این رویکرد را اتخاذ می کند ، صداهای زبانی سازمان یافته را صریحاً حذف نمی کند (1990a). این سؤال را ایجاد می کند که آیا تفاوت های دیگری بین هنر صدا وجود دارد یا خیر. اندی همیلتون از یک تمایز سه جانبه دفاع می کند ، و استدلال می کند که هنر صدا ، برخلاف رل موزیک  موسیقی و ادبیات ، در قرن بیستم به عنوان یک شکل هنری قابل توجه تأسیس شده است (2007: 40-65). این یکی از دلایلی است که همیلتون هر دو شرایط زیبایی و زیبایی را در موسیقی تأیید می کند. بدون سابق ، لوینسون قادر به ایجاد چنین تمایزی نیست. از طرف دیگر ، همیلتون با تأیید یک وضعیت زیبایی شناختی ، مجبور است مقیاس ها و موزاک را از قلمرو موسیقی خارج کند. كانیه (2013a) اظهار می دارد كه اشتباه است كه فكر كنید موسیقی لزوماً هنر است ، بیش از آنكه از زبان باشد. وی استدلال می کند که ما باید موسیقی رل موزیک ساده را از کاربردهای هنری آن متمایز کنیم ، درست همانطور که در موارد زبان و ادبیات ، تصویرگری و نقاشی و غیره انجام می دهیم. با استفاده از یک شرایط منفجر کننده ، کنیا تمایز دیگری را نیز به مجموعه همیلتون اضافه می کند. کنیا استدلال می کند که موسیقی است

جدایی دوم امکان دو کار غیرقابل تشخیص را فراهم می کند ، که هیچ یک از آنها دارای ویژگی های اساسی موسیقی نیستند ، اما یکی از آنها موسیقی است و دیگری هنر صدا به دلیل شیوه پیچیده ای که در آن برای دستیابی به اولی مورد نظر است. بدین ترتیب رویکرد كانیه به جای جذابیت به یك شرایط زیبایی شناختی ، برخی از ماشین آلات تعاریف اخیر هنر را جلب می كند. با این وجود ، ممکن است که کنیا در تعریف موسیقی به معنای هنری دوباره عقب افتاده باشد. برای انتقادات سختگیرانه در مورد تلاش برای ایجاد شرایط لازم و کافی برای موسیقی ، به كینگزبوری و مک كیون-گرین 2009 و McKeown-Green 2014 مراجعه كنید. استفن دیویس (2012) نشان می دهد كه تعریف كافی برای خنثی كردن ماهیت پیچیده موسیقی ، جذاب است. حداقل به جنبه های عمدی ، ساختاری ، تاریخی و فرهنگی آن.

 

با بحث در مورد عوارض ، ارزش بازگشت به ایده اصلی “صدای سازمان یافته” را دارد. بیشتر نظریه پردازان متذکر می شوند که موسیقی کاملاً از صداها تشکیل نمی شود. بدیهی است ، موسیقی “رل موزیکزیادی شامل استراحت است. ممکن است فکر کنید که سکوت فقط برای سازماندهی صداهای “موسیقی رل موزیک کار می کند. یکی از ضد استدلال این است که یک شنونده درک ، بقیه را گوش می دهد ، درست همانطور که او صداها را می شنود (کانیا 2010). مورد دیگر تهیه موارد قاطع موسیقی است که در آن سکوت ها به شکلی که استراحت معمولی نباشد ، ساختاری هستند. 4′33 John جان کیج به طور مکرر مورد بحث قرار می گیرد ، اگرچه توافق گسترده ای وجود دارد که این قطعه سکوت نکند – محتوای آن صداهای محیطی است که در هنگام اجرای آن رخ می دهد. به هر حال ، هر دو Stephen Davies (1997a) و Andrew Kania (2010) Music Rellmusic استدلال می کنند که قطعه Cage موسیقی نیست. دیویس به دلیل اینکه این صداها از نظر سازمان یافته ، کانیا نیستند زیرا آنها نتوانند یک شرایط تونالیتو را برآورده کنند. کانیا چندین مدعی دیگر را برای برچسب “موسیقی خاموش” در نظر می گیرد ، و استدلال می کند که در واقع نمونه های بسیار زیادی وجود دارد ، مهمترین آنها “In Futurum” اروین شولفوف از Fünf Pittoresken خود ، که حدود 33-33 Cage را پیش بینی می کند.

 

منبع : دانلود آهنگ جدید – رل موزیک

 

لینک منبع : https://rellmusic.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *