Robinson Crusoe – آن محبوبیت جهانی

[ad_1]

دانیل دفو متولد شد و در سال 1659 در سنت Gille را Cripplegate در لندن است. او یک مرد از بسیاری از سایه. این صفات شخصی منعکس شده در ادبی خود را کمک. او تا به حال انجام داده متعدد شغل در طول زمان زندگی خود را. برخی از مهم شاهکارهای مانند “مقاله در Progects “(1698),”, درست, متولد مرد انگلیسی” (1701), “سرود به Pillary” (1703), “Consolidator” (1705),” ظهور گوشت گوساله خانم” (1706), “تاریخچه اتحادیه” (1708-09), “دلایل برابر جانشینی خانه هانوفر” (1712) “یک تاریخ عمومی تجارت” (1713) “رابینسون کروزوئه” (1719), “کاپیتان سینگلتون” (1720), “مول فلاندرز” (1722) “Rexona یا خوش شانس, معشوقه” (1724) و مهم دیگر آثار ادبی باقی خواهد ماند و با شکوه در سراسر سنین.

دانیل دفو میدارد تا قلم جادویی در سن شصت و یک بار دیگر برای نوشتن چند بعدی رمان “رابینسون کروزوئه” (1719). پس از اتمام رمان دانیل دفو می شود محبوبیت بسیار زیاد از دامنه های مختلف از خوانندگان و تحسین است. او با الهام گرفتن برای نوشتن “رابینسون کروزوئه” از زندگی واقعی حقایق الکساندر Selkirk. الکساندر Selkirk بیش از حد صرف پنج سال تمام به تنهایی در یک جزیره متروک.

اما دفو’ “رابینسون کروزوئه” باقی مانده است بسیار محبوب رمان برای هر یک. “رابینسون کروزوئه” می تواند رتبه بندی با بانیان “زائر پیشرفت و با جاناتان سویفت “سفرهای گالیور “. هر مدرسه رفتن دختر و پسر بسیار علاقه مند در داستان “رابینسون کروزوئه”. آن را سحر و جادو. آن را جذب مناقصه ذهن. آن است که فوق العاده طعم ماجراجویی که غیر قابل مقاومت است و هیچ کس نمی تواند از آن جلوگیری کنیم. دفو می داند سحر و جادو واقعی است که اعتصاب مرکز قلب هر کس در هر سنی است. در اینجا نهفته است که محبوبیت و عمومیت “رابینسون کروزوئه”.

شخصیت اصلی رمان “رابینسون کروزوئه” رابینسون را دوست دارد به سفر. او نادیده ارزشمند آموزش و توصیه های پدر و مادر خود را. او اجرا می شود از خانه خود را به کشف مکان های جدید و ناشناخته زمین. او را به لندن می رود. از لندن او بادبان به گینه با فارسی کاپیتان. اما متاسفانه او گرفته شده است زندانی ترکی دزدان دریایی است. پس از دو سال بردگی او در تاریخ و زمان آخرین باقی مانده موفق در رهایی بخش خود را. اما با توجه به آب و هوای بد کشتی غرق شده است و همه اعضای دیگر از کشتی خود را از دست داده زندگی می کند.

تنها رابینسون باقی مانده برای زنده ماندن. او شده است بازیگران به یک جزیره متروک. او با تشکر از سرنوشت خود را خود را برای زنده ماندن است. اما در همان زمان او متوجه شد که او تنها زندگی انسان در آن جای ناشناخته است. او احساس شادی اما غم و اندوه بیش از حد نزدیک است که بیشتر می خواستم شادی. او می یابد نه تنها انسان با آنها او می تواند به اشتراک گذاشتن افکار خود را. او هیچ سرپناه و غذا هیچ نوشیدنی, هیچ آرامش و امنیتی است. اما از آن است که ذاتی طبیعت انسان را به انجام مورد نیاز تنظیم است. رابینسون بیش از حد باعث می شود سازگاری با طبیعت و وضعیت.

برای چند روز او خواب بر روی شاخه های درختان است. او هیچ ایده ای در مورد پس از آن جزیره است. به تدریج او در می یابد که کشتی می آیند و نزدیک ساحل با توجه به جزر و مد. او می رود به کشتی و حمل بسیار ضروری کالاها. او حامل مواد غذایی و نان و برنج و پنیر و شراب, میوه های خشک, جو, گندم, نجار, ابزار و اسلحه های ناخن, خوشه, ملافه, لباس و صد حیاتی دیگر تجهیزات. او می شود یک محل مناسب که در آن او می تواند راست جدید خود را حفاظت شده و پناهگاه. او سهام همه چیز را در خود پناهگاه و باعث می شود آن را مناسب برای زندگی در آن است. اما به زودی او خود را تغییر محل و حرکت به محل جدید که در آن او می یابد بسیار بیشتر از مزیت. او آماده یک حصار دور چادر خود را منتخب می دهد خیلی بیشتر ایمنی.

در حال حاضر او می پردازد و خود را به لطف خداوند متعال برای صرفه جویی در زندگی خود و به یک زندگی مسالمت آمیز در این جزیره است. او بار خوانده شده کتاب مقدس است. در حال حاضر او دارای دو طوطی و سگ او می شود آنها را از کشتی. او می آموزد به انجام کشاورزی. او می آموزد به خاکی po6t و عروق و همچنین آنها را با دوام است. او تقسیم بیست و چهار ساعت به انواع کارهای داخلی. او واقعا خدا را شکر به خدا برای صرفه جویی در زندگی خود را و به او همه چیز است. تا حالا رابینسون است با استفاده از طبیعت در مرحله از زندگی خود را در جزیره ای ناشناخته.

ناگهان یک روز او متوجه دو قایق و یازده آدمخوارها در ساحل. برای اولین بار او احساس خطر است. اما رابینسون بسیار شجاعانه در برابر دشمنان و موجب صرفه جویی در زندگی مردم بی گناه. برخی از چگونه او می یابد بسیار قابل اعتماد و گناه انسان است. او شروع به او را خواستار جمعه. او خواستار او جمعه به عنوان او می شود او در روز جمعه. رابینسون به او لباس. او می آموزد او را به غذا خوردن به درستی و به صحبت “استاد”, “بله” و “نه”. او می گوید او در مورد خدا و او را تبدیل به یک مسیحی خوب. به عنوان یک مطیع جمعه بیش از حد عبارتند از استاد خود. او می آموزد مختلف وظایف خانگی. او رفتار رابینسون به عنوان پدر خود را. رابینسون می شود یک همراه و همدم در یک جزیره متروک. او احساس می کند کاملا رها با توجه به روز جمعه همراهی. هر دو رابینسون و جمعه مبارزه شجاعانه در برابر بیشتر آدمخوارها و نجات جان زندانیان است. از طریق نوع مختلف و ماجراهای هیجان رابینسون برگ متروک جزیره همراه با جمعه و شروع یک سفر جدید برای مکان های جدید.

دفو پیچد رمان “رابینسون کروزوئه” با کمک ماجراجویی, هیجان, احساس, بازتاب, اخلاق, آدمخوارها و تنهایی. این عناصر برای محبوبیت خود رمان. دفو باعث می شود او قهرمان رابینسون قوی مقاوم و شجاع و ماهر و با تجربه و در نتیجه او چالش به مانند یک محیط غیر دوستانه در آغاز. دفو بسیار به طرز ماهرانه ای mingles هر دو واقعیت و تخیل است. او تصورات ما از واقعیت است. این قسمت از رمان واقعا قانع کننده باشد. ما هرگز احساس می کنید که این کار از تخیل خالص. دفو قهرمان هر دو شاد و غمگین. او غم انگیز است چرا که او به تنهایی در یک جزیره تنهایی. از سوی دیگر او خوشحال است زیرا خدا به صرفه جویی در زندگی خود و در ارائه و او همه امکانات خوب در یک جزیره است.

دفو می نویسد: “رابینسون کروزوئه” در یک بسیار ساده است و خود به خود ، خود را سبک ساده تجدید نظر خوانندگان خود را به خواندن بیشتر. ساده و آسان خود به خودی و ساده و محاوره ای پر از تمثیل جذاب نگرش — اینها همه از بهترین مواد تشکیل دهنده است که رمان “رابینسون کروزوئه” یک رمان محبوب در هر مرحله از زندگی و در سراسر جهان.

[ad_2]